۱۰ کتاب برتر فئودور داستایوفسکی، مشهورترین نویسنده روس در میان ایرانیان

فئودور داستایوفسکی از برجستهترین نویسندگان روس در قرن ۱۹ میلادی است. او در نوامبر ۱۸۲۱ در مسکو به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان برجسته مسکو. وقتی در ارتش کار میکرد، داستان اوژنی گرانده بالزاک را ترجمه کرد و یکسال پس از اینکه در سال ۱۸۴۴ از ارتش استعفا داد، مردم فقیر را در ۱۸۴۵ منتشر کرد و پس از آن همزاد را نوشت. در سال ۱۸۴۹ توسط پلیس مخفی به جرم براندازی دستگیر و به چهار سال زندان و سپس تبعید در لباس سرباز ساده محکوم شد. مریضی صرع داشت و همین موضوع او را در حبس و تبعید خیلی آزار داد.
کتابهای او اغلب حاوی نظرات مذهبی، روانشناختی و فلسفی میباشد و به مسائلی همچون فقر، اخلاق انسانی و روحیات انسان میپردازد. وی همچنین در مورد مسائل جامعهشناسی خصوصاً جامعه روسیه در آن زمان تحلیلها و بررسیهای مفصلی انجام داده است. رمانهای او سرشار از هیجان بوده و در عینحال که رمان هستند، انباشته از افکار و اندیشهاند. او دردها و سیهروزی و بیماریهای خودش را به داستان تبدیل کرد و آثار بسیار بزرگی آفرید. رمان های او نه تنها واقع گرا هستند، بلکه حاصل عمر او برای مواجه و جنگ در برابر ظلم و ستم و استبداد هستند.
کتاب همزاد
رمان همزاد در سال ۱۸۴۶ منتشر شد، درست پانزده روز بعد از انتشار اولین داستان داستایفسکی که مردم فقیر بود. رمان همزاد داستان تکوین و تحول جنون آقای گالیادکین، یک کارمند اداره است. داستان همزاد، داستان یک شخصیت در لایههای مختلف زندگی است. او باکسی شبیه خودش یا بهتر است بگوییم او با فردی عین خودش روبهرو است که در میان شرایط مختلف زندگی قرارگرفته است.
گروهی معتقد هستند. آقای گالیادکین در فضایی از رئالیسم جادویی قرار دارد و گروهی معتقد هستند او بیمار است و دچار توهم شده است. رمان کوتاه همزاد نسبت به زمانش، بررسی شگفتانگیزی در باب روانشناسی آدمهای نابهنجار است. در بخشهای مختلف کتاب، گالیادکین در مورد خودش و اخلاقیاتش صحبت میکند و بیان میکند که چقدر آدم شریف و با عزت نفسی است. افکار گالیادکین پریشان است و مدام لازم دارد که در مورد چیزی که میخواهد بگوید فکر کند. اما خودش میگوید که من سخنپرداز نیستم و نمیتوانم قشنگ حرف بزنم.
بخوانید: ۶ کتاب از جومپا لاهیری، نویسنده سرشناس هند
کتاب همیشه شوهر
همیشه شوهر در پائیز سال ۱۸۶۹ یعنى چند ماه بعد از ابله و درست قبل از آزردگان نوشته شده است. بین این دو اثر بزرگ، گرچه ارزش نخستین این دو اثر در زمان خود داستایوسکى معلوم نشد، داستان همیشه شوهر اهمیت درجهى دوم را دارد. در آن اوقات داستایوسکى دورهى خلاقیت تند و شدید خویش را آغاز کرده بود؛ و در اندیشهى خود در کار پرداختن داستان بزرگ کارامازوفها بود. پاول واولوویچ شخصیت اصلی داستان است که با همسرش ناتالیا به ظاهر زندگی خوبی دارند. پس از مرگ ناتالیا، پاول یادداشتهایی از همسرش پیدا میکند که حقایقی تلخ را برایش آشکار میکنند.
همسر او در تمام مدتی که پاول فکر میکرده در رابطهای متعهدانه است برای خود معشوقههای مختلفی داشته است و با مردان زیادی در رابطه بوده است. ناتالیا از سادگی و حماقت پاول سواستفاده میکرده است و پس از مرگش پاول را با حس تنفر و انزجار تنها میگذارد. پاول واولوویچ به دنبال خواندن یادداشتهای همسرش رد پای ولچانینف که از دوستانش است را در روابط ناتالیا میبیند. او به دنبال دوستش میرود و خبر مرگ همسرش را به او میدهد.
بخوانید: ۸ کتاب از چارلز دیکنز که باید بخوانیم
کتاب بیچارگان
کتاب بیچارگان در زمستان ۶۵- ۱۸۶۶ نوشته و بازنویسی شد و رمانیست کوتاه و بهیاد ماندنی اثر فئودور داستایوفسکی که در قالب مکاتبه نوشته شده است. داستان این کتاب، حکایت دوتن از یک خانواده را بازگو میکند. واروارا، یک دختر جوان که درد و دلهایش را در قالب نامه به پیرمردی مسن ارسال میکند. آنها با وجود زندگی در محلهای مشترک از ترس حرف و حدیث دیگران تصمیم دارند به وسیلهی نوشتن نامه با هم درد دل کنند. بیچارگان صدای کارمندی فقیر است. ماکار دوشکی، قهرمان رمان، کارمندی نسخهبردار در یک اداره دولتی بیاهمیت است.
بنا به توصیف او از زندگیش در محل کار، شغل واقعی او ظاهراً قربانی شدن است. او فردی صدیق، با وجدان، خحالتی و گوشهگیر است؛ از زد و بند و دسیسههایی که به همکارانش اجازه میدهد روز را سپری کنند، کناره میگیرد. نهایتا اما آنان با وی دشمن میشوند و او را به یک قربانی آیینی بدل میکنند؛ شکنجه دادن او منشا انرژی، و کانون و محور زندگی اداری آنان میشود. دوشکینی که خود را به منزله یک موش توصیف میکند.
بخوانید: ۷ کتاب از مارک تواین که باید بخوانیم
کتاب قمارباز
قمار باز یکی از آثار جذاب و درعینحال ممتاز داستایوفسکی و ادبیات روس به شمار میرود. داستایوفسکی این رمان را در شرایطی خاص در سن ۴۵ سالگی و در مدتزمانی کوتاه (حدود ۲۶ روز) نوشته است؛ اما خلاقیت بی پایان و هنرمندانه او در این مدت اندک به خلق اثری جاودان انجامیده است. داستایوفسکی در قمارباز به جنون سیریناپذیر انسان برای دستیابی به منافع مادی زندگی پرداخته و همچون اغلب آثارش با زبردستی شخصیتهای چند بعدی داستانش را به لحاظ روانشناختی کالبدشکافی میکند. او به شکلی تأثیرگذار احساسات متغیر یک قمارباز را در لحظات بردوباخت ترسیم میکند…راوی رمان قمارباز، آلکسی ایوانویچ، معلم جوان سرخانه فرزندان یک ژنرال است که با آنها زندگی میکند. ژنرال هر وقت به خارج از کشور سفر میکند در شهری با عنوان رولتنبورگ اقامت میکند.
ماجرا از آنجا آغاز میشود که شخصیتهای رمان در انتظار رسیدن خبر مرگ پیرهزنی هستند که قرار است میراثش به ژنرال برسد. ژنرال با این ثروت میخواهد دل زنی فرانسوی بنام مادام بلانش را به دست آورد. راوی در طول این اقامتها در دام عشق پولینا، خواهرزن ژنرال، میافتد. زنی بوالهوس که به آلکسی مقداری پول قرض داده و او را سر میز قمار میفرستد. بردهای اولیه کام آلکسی را شیرین میکند اما اندک زمانی بعد باختها و تلخکامیها از راه میرسند.
بخوانید: ۸ رمان برنده جایزه پولیتزر که باید بخوانید
کتاب تسخیرشدگان
نیچه در مورد داستایوفسکی می گوید: داستایوفسکى تنها کسى است که از روانشناسى چیزى به من آموخته است.
داستایوفسکى از زمره نوابغى است که از اثرى به اثر دیگر مىپردازد و پیش مىرود و این پیشرفت مداوم است تا آن هنگام که مرگ ناگهان آن را متوقف مىسازد. داستایوفسکى هرگز نمىکوشد که عقیده خود را بر ما تحمیل کند. او سعى دارد که ذهن ما را روشن کند و بعضى حقایق نهانى را که در دیدگان او اهمیتى بس بزرگ دارند و خیرهاش کردهاند، براى ما بیان نماید؛ بىشک حقایقى بس بلندپایه هستند که اندیشه انسان یاراى درک آنان را دارد، نه حقایقى مجرد و خارج از وجود انسان.
تسخیرشدگان ماجرای یک توطئه سیاسی در یکی از شهرهای ایالات و معرفی قهرمانان با تعصبی زایدالوصف همچون موجوداتی پست و بیخیال است که از همه خصایص بشری بیبهرهاند. مسایلی که در این کتاب مطرح میشود، به فرد بستگی ندارد بلکه مقصود، تمام ملت است. قهرمانان کتاب واقعا جنزده و تسخیر شدهاند، زیرا زندانی یک قدرت مرموزند که آن ها را به ارتکاب اعمالی وادار میکند که لیاقت و سزاواری انجام آن را ندارند. شیاطینی نامشخصاند که قهرمان واقعیاند و انسانها به منزله عروسکهای خیمهشببازیاند که به فرمان آنها به جنبوجوش درمیآیند.
بخوانید: ۵ کتاب برتر از سوتلانا آلکسیویچ
کتاب برادران کارامازوف
برادران کارامازوف کتابی طولانی است. این کتاب را داستایفسکی در سال ۱۸۸۰ منتشر کرد، یک سال پیش از مرگش. در باب کتاب برادران کارامازوف نقدهای بسیاری نوشته شده که اکثریت آنها اعلام کردهاند، این کتاب به راستی برجستهترین اثر فئودور داستایوفسکی است که در سالهای پایانی عمر او نوشته شده و قصد او، نوشتن وصیتنامهای برای کل جهان بوده است. رمان برادران کارامازوف داستان پدری به نام فئودور پاولوویچ کارامازوف و چهار پسرش به نامهای دمیتری فیودوروویچ، ایوان، آلیوشا یا آلکسی و اسمردیاکوف است که هر یک با انگیزههای شخصی نقشه نابودی و مرگ پدر را میکشند.
در این بین، هر کدام دارای خصوصیات اخلاقی ویژهای هستند. دمیتری تندخو است و بیشترین مخالفت را با پدر دارد. ایوان آرام، متفکر و بیخداست. آلیوشای باخدا، مومن و مهربان و با نقشه قتل مخالف است. اسمردیاکوف که فرزندی نامشروع است، هوسران بوده و به بیماری صرع مبتلاست. داستان پدرکشی آنها با ظهور مفاهیم روانشناختی و معنوی عمیق روایت میشود.
بخوانید: ۸ کتاب برتر زیگموند فروید، پدر علم روانکاوی
کتاب خانم صاحبخانه
کتاب خانم صاحبخانه نام رمانی است از فئودور داستایوفسکی که در سال ۱۸۴۷ نوشته شده است. این رمان داستان مردی به نام اردنیف است که به دنبال خانه میگردد چرا که صاحبخانه ی سابقش، به دلیل خاصی سن پطرزبورگ را ترک کرده است و حال او مجبور شده است که به دنبال خانه ی جدیدی بگردد.
وی که فردی منزوی و در تمام مدت مشغول فعالیت های علمی خود بوده است به تجربه های جدیدی دست میزند و سر انجام زیبایی زنی توجه او را جلب میکند و با تعقیب آنها و ملاقات های دیگر با زن و پیرمرد همراه او در خانه ی آنها اتاقی اجاره میکند. داستان حول روابط و احوال درونی اردنیف، پیرمرد و دخترک زیبا که نام او کاترین است میگذرد.
بخوانید: ۵ کتاب برتر از جک کراوک، مسافر جادهها
کتاب جنایت و مکافات
داستایوسکى جنایت و مکافات را در سالِ ۱۸۶۶ نوشت. هفت سال پیش از نگارشِ آن، در سال ۱۸۵۹، در نامه اى به برادرش، گفته بود طرح این داستان را در زندان ریخته، در دورانى که با درد و دریغ و سرخوردگى روزگار مىگذراند.. در جنایات و مکافات ما با کشمکشهای درونی شخصیت اصلی کتاب یعنی راسکلنیکف مواجه میشویم. داستان از زبان او روایت میشود، و افکار راسکلنیکف را در برابر ما قرار میدهد و ما تلاش راسکلنیکف برای برتر نشان دادن خودش را میبینیم.
راسکلنیکف جوانی دانشجو و بسیار فقیر و کنجکاو است. شخصیتی که گفتوگوی درونی بسیار زیادی با خود دارد و همیشه کلمههایی را زیر لب زمزمه میکند و سالهاست از فقر زیاد و طلبکارانش در عذاب است. در اواسط داستان راسکلنیکف تصمیم میگیرد که با تبر پیرزن نزول خور، آلینا ایوانونا، را به قتل برساند، او این تصمیم را با عقل و منطق خودش میگیرد اما منطقی که خودش قادر به توضیح آن نیست.
آنچه مسلم است و از مطالعه کتاب بر خوانندگان روشن می گردد، به هیچ وجه این امر تنها انگیزه داستایفسکی در نوشتن این رمان معروف نبوده است. بلکه می خواسته است بسیاری از مسائل را که برای خود او هم کاملا روشن نبوده است، مطرح سازد. مسائل مورد بحث در این اثر به دلیل پیچیدگی و اهمیت و تنوع خود، بی آنکه از جذابیت و نیروی حیاتشان کم شود، در کتابهای بعدی او نیز مطرح می گردد و باز بتفصیل موشکافی و حلاجی میشود.
بخوانید: ۷ کتابی درباره اسطورهها و چیستی آنها
کتاب شبهای روشن
کتاب شبهای روشن از اولین داستانهای کوتاه فیودور داستایفسکی است که اولین بار در سال ۱۸۴۸ منتشر شد. احتمالا تنها راه شناخت درست دنیای داستایوفسکی نه ورود از طریق رمانهای چهار گانه بزرگ او (ابله، جنایت و مکافات، شیاطین و برادران کارامازوف) که بعضا با انجیلهای چهارگانه قیاس شدهاند و نه حتی ورود از طریق یادداشتهای زیررمینی یا خاطرات خانه اموات که دقیقا ورود از طریق داستان نه چندان طولانی شبهای روشن است. مردی تنها و رؤیاپرداز که تاکنون رابطه ای با زنان نداشته است، به صورت اتفاقی با زنی به نام ناستنکا آشنا میشود.
او که عادت دارد در شهر قدم بزند و از زندگی و تنهاییاش برای خیابانها و دیوارهای شهر بگوید، در یکی از پیادهرویهای شبانهاش ناستنکا را میبیند که به آب خیره شده و در حال اشک ریختن است. ناخودآگاه به سمت او کشیده میشود اما سعی میکند به راه خود ادامه دهد. بعد از چند ثانیه صدای فریاد زن را میشنود و به سمتش میرود. آنها قرار میگذارند که شب بعد همدیگر را ببینند اما گذشتهی این دو همراهشان است و دلدادگی و عشق را در مسیرهای پیچیده و ناهمواری قرار میدهد.
بخوانید: ۹ کتاب برتر ترجمه شده توسط محمد قاضی
کتاب ابله
کتاب ابله نوشته داستایوفسکی یکی از بزرگترین و فوقالعادهترین کتابهای ادبیات روسیه و جهان است. کتاب ابله در سال ۱۸۶۸ چاپ شد. ابله در زمان حیات نویسنده چندان مورد استقبال قرار نگرفت. بعدها بود که منتقدین این اثر را به عنوان یکی از شاهکارهای بزرگ داستایفسکی قلمداد کردند.
قهرمان اصلی داستان، پرنس لیو نیکلایویچ میشکین آخرین بازمانده از یک خاندان اصیل است که از حملات صرع رنج میبرد. این حملات مکرر صرع او را به صورت نیمچه ابله درآورده است و برای درمان در بیمارستانی در سوییس بستری میشود.
داستایوفسکی شخصیت پرنس مشکین را به گونهای ترسیم کرده است که انگار قصد داشته تا مسیح را در زمانهای پر از آلودگی زنده کند. قهرمان داستان با همهی سادگیاش وارد فضای عجیب و آلودهی سنتپترزبورگ میشود؛ شهری که چالشهای بزرگی برایش ایجاد میکند. در این کتاب، فئودور داستایوفسکی سرنوشت جهان را از طریق سرنوشت مردمانش درک میکند. این دیدگاه رایج ملیگرایان بزرگ است که بر این باور بودند که انسانیت تنها با میراث ملی میتواند پیشرفت کند. شکوه و عظمت این رمان از طریق وابستگی متقابل قوانین متافیزیکیای که به طور کلی بر پیشرفت بشریت حاکماند با آن دسته از قوانین حاکم بر ملت، نشان داده میشود.













